"> راهنمایی ومشاوره تحصیلی | ام اس پی سافت

راهنمایی ومشاوره تحصیلی

جلسه اول :

مشکلی داری که من بتوانم کمکت کنم ؟ من مشکلی ندارم فقط اینکه مادرم به من توجهی ندارد .

چطور متوجه این موضوع شدی ؟ به علت اینکه به من توجه ندارد وقتی سوالی ازش می کنم جوابمو نمیده .

می توانی یک مثال برایم بزنی ؟ مثلا الان زیپ پالتوام خراب شده الان یک هفته است دارم میگم درستش کن ولی هنوز درست نکرده .

رابطه ات با پدرت چطوراست ؟ پدرم خوب است او همیشه صبح می رود سرکارو بعدازظهرها برمی گردد .

شغل پدرت چیست ؟ آزاد

چند تا بچه هستید ؟ ۲ تا من و برادرم که ۲۲ سالش است .

برادرت دانشجو است ؟ نه هنوز دیپلم هم نگرفته .

رابطه ات با برادرت چگونه است ؟ خیلی بد از او متنفرم خودش هم ازمن بدش می آید و به من می گوید ازت متنفرم و همیشه نسبت به من حسادت می کند .

چطورمتوجه شدی که به تو حسادت می کند ؟ از رفتارش متوجه شدم .

می توانی یک نمونه برام مثال بزنی ؟ مثلا اگر مادرم برای من چیزی بخرد می گوید آره دیگه فقط برای دخترتان می خرید و وقتی من ناهار می خورم اگر سیر هم باشد می آید سرسفره با من ناهار می خورد .

می توانی از برادرت بیشتربگویی ؟ ( چه شغلی دارد ) نمی دانم چه شغلی دارد صبح ها می رود سر کارو نمی دانم چه شغلی است که ظهر برمی گردد .

تا حالا پدرو مادرت درباره شغلش سوالی نکرده اند ؟ چرا کارش تولید اسپری های خوشبو کننده است و پدرم هم چند با ربا مدیرآنجا صحبت کرده وساعت کاری را ازصبح تا ۵ بعدازظهر اعلام کرده ولی می گوید که برادرم ( سامان ) مرخصی می گیرد و ظهرها برمی گردد .

چه خصوصیاتی را دراو می بینی ؟ همیشه به  دنبال خوشی های خودش است دوست دخترهای زیادی دارد ماهی ۲۰۰ تومان حقوقی می گیرد و همه را صرف قیافه اش می کند مثلا ۴۰۰۰۰ تومان برای یک پالتو داده که آنقدر نازک است که از زیرش دو تا بافتنی می پوشد و ۳ تا کفش تازه خریده درحالی که من یک کفش خریدم و چون تهش لیزبوده پدرم قول داده که برایم بخرد ولی هنوزنخریده درحالی که یک ماه گذشته قرار بوده بخرد وخیلی خرج لباس وکفش و ژل موهاش می کنه فکر می کنه خیلی خوش تیپه ولی قیافه اش مثل هویج می مونه .

تا حالا شده که پولی به مادرت بده ؟ نه اصلا

به پدرت چی ؟ قراربوده ماهی ۴۰ تومان بابت کمک به اجاره خانه به پدرم بدهد که الان ۳۰ تومان قراراست ازاین ماه بدهد .

تا حالا پولی به تو داده یا اینکه چیزی برایت بخرد ؟ اصلا تازه یک بار که پول احتیاج داشت من از پس اندازم که ۲۰۰۰۰ درقلکم داشتم به او قرض دادم که الان سه ماه  است که ازاین موضوع می گذرد ولی هنوز پول من را پس نداده ودراین مدت من با اوقهربودم والان هم با هم قهریم و حرف نمیزنیم .

نسبت به برادرت چه احساسی داری ؟ دوستش ندارم پدرم همیشه به اوپول توجیبی بیشتر میده به او ۶۰۰۰ تومان می دهد اگر پول بخواهد ولی به من هرروز ۲۰۰ تومان می دهد والان که اعتراض کردم ۴۰۰ تومن می گیرم که ۱۰۰ تومنش را پس انداز می کنم و بقیه را خرج می کنم و خوراکی می خرم .

احساست نسبت به مادرت چیست ؟ من اورا خیلی دوست دارم بااینکه به من توجهی نمی کند و حرفهای که به او می زنم به پدرم می گوید و پدرم هم به من طعنه می زند .

چطور؟ مثلا وقتی نمره درسام بدشده باشه مادرم به پدرم گفت وپدرم گفت  که خوب دیگه درسات رو هم که نمی خونی و می خوای که برات فلان چیز را بخرم.

تا به حال شده که مادرت تو را بغل کند یا ببوسد ؟ بله خیلی شده تقریبا ماهمیشه همدیگررا می بوسیم و بغل می کنیم .

فکر نمی کنی این خودش یک جورتوجهه ؟ خوب چرا ولی همیشه دردرسام اگر کمک بخواهم نسبت به من بی توجه است ولی الان برایم معلم گرفته .

این عمل اوآیا دلیل برتوجه او نسبت به تونیست ؟ چرا

عزیزم مادرتو نسبت به توتوجه دارد ولی درزمینه درسی چون مادران ما دردوران قبل از ما درس خوانده اند و با روشهای ما آشنا نیستند مخصوصا دردرس ریاضی که تومشکل داری راه حل های قبل با الان کلی فرق دارد یک کم برایشان مشکل است و با راه حل های جدید آشنا نیستند و به همین دلیل است که توفکر می کنی مادرت نسبت به تو بی توجه است .

بله یکبار که ازمادرم مساله ریاضی می پرسیدم راه حلی را به من یاد داد که بدتر گیج شدم .

پس بببین عزیزم مادرت نسبت به تو توجه دارد وشاید به زبان بازگو نکند ولی درعمل همیشه تو را ازته قلبش دوست دارد وهیچ مادری بدی فرزندش را نمی خواهد حتی بدترین مادران دنیا همیشه بچه های خود را از ته دل دوست دارند .

جلسه دوم :

نسبت به پدرت چه احساسی داری ؟ پدرم هم کارش سخت است مسافرکشی می کند اول خیلی وضعمان خوب بود پدرم کارخانه رنگ داشت ولی برشکست شد یعنی شریکش سرش کلاه گذاشت آزآن موقع وضعمان بد شده الان ماهی ۱۴۰ هزارتومان اجاره می دهیم صدو خورده ای هم قسط قابلمه هاو وسایلی که مادرم برداشته می دهیم و همچنین قسط وامی که برداشتیم و پدرم روزی ۲۰۰۰۰ تومان کارمی کند که همه آنها به اجاره خانه و قسط داده می شود به اضافه ۳۰ تومانی که ازبرادرم می گیرد . پدرم هم خوب است ولی به سامان پول بیشتری می دهد تا من.

رابطه ات با معلم ها چطور است ؟ خوب است هر سوالی داشته باشم جواب می دهند و با من خوب هستند فقط با معلم ریاضی مشکل دارم به مادرم گفته بود که اگر ۲۰ تا هم سوال داشته باشد من جواب می دهم ولی وقتی برای پرسیدن سوال پیشش رفتم ۲ -۳ تا سوال که کردم گفت وای چقدرسوال می کنی والان هم مرا می برند آخر کلاس می نشانند من دوست دارم جلو باشم .

خوب پس دوست داری جلو بنشینی ؟ بله الان یک هفته است که از مدیر خواستم که این کاررا برایم بکند و کاری کند که جلو بنشینم ولی خبری نیست . ( به علت مشکل شنوایی که دارم )

خوب ناراحت نباش من دراین مورد با مدیرت صحبت می کنم که تو ازاین به بعد جلو بنشینی .

رابطه ات با دوستانت چگونه است ؟ من دوست صمیمی ندارم و با کسی دوست نیستم دوستانم مرا فقط برای خوراکی هایم می خواهند وقتی خوراکی دارم با من دوست هستند و درغیراینصورت با من کاری ندارند .

دوست نداری که دوستی داشته باشی ؟ نه چون بچه ها مرا اذیت می کنند من سینوزیت دارم و باید کلاه سرم باشه ولی بچه ها همش کلاه من را درمی آورند و اذیتم می کنند من هم این دفعه گرفتم و آنها را زدم که من را آوردند دفتر و من گفتم که چرا کلاه من را در آوردید حقتان بود که زدمتان .

تا حالا سعی نکردی با کسی دوست شوی ؟ چرا ولی بعد ازیک مدت دوستی انگار که اورا مجبور کرده باشند با من دوست شوند اینطور احساس می کنم و به همین دلیل دیگر دوستی ندارم و با آنها نمی سازم و بچه ها از من خوششان نمی آید .

درفامیل یا آشنایان کسی هست که هم سن وسال تو باشند و با آنها دوست باشی ؟ بله خیلی هستند و می آیند خانه ما و ما به خانه آنها می رویم .

درهمسایه هایتان چی ؟ نه ولی یه همسایه داریم که یک مادراست با پسرش که شوهرش اصلا خانه نیست وطلاق گرفته اند ولی به انها سر می زند خیلی خانم خوبی است و پسرش هم خوب است ۲۵ سالش است همش سرش درکتاب داستان است ولی از وقتی بابرادرم گشته او هم یک کم خراب شده . ما دوبار بیشتر به خانه آنها نرفتیم ولی آنها زیاد می آیند و می روند و روزهای خوبی را با هم داشتیم ولی اخیرا می خواهند ازاینجا بروند .

دوست داری که آنها باشند یا اینکه نه ؟ بله خیلی دوست دارم که باشند چون دوستشان دارم خانواده خوبی هستند .

جلسه سوم :

درخانه چه کارهایی انجام می دهی ؟ درخانه با خودم بازی می کنم خاله بازی و با خودم حرف می زنم مامانم بعضی اوقات می گوید دختر مگه دیوانه شدی می گویم خوب چه کارکنم بعضی اوقات هم کاردستی درست می کنم و درکارهای خانه به مادرم کمک می کنم مادرم خیلی زحمت می کشد همین چند روز پیش دو تا فرش را تنهایی شست . ولی نمی گذارد که ظرفها را بشورم ولی درکارهای دیگر کمکش می کنم مخصوصا روزهایی که مهمان داریم اگر درس نداشته باشم خیلی کمک می کنم .

پدرت و برادرت به او کمک می کنند ؟ پدرم هم اگر درخانه باشد کمک می کند ولی برادرم اصلا حتی دراثاث کشی خانه هم رفت و یک گوشه خوابید و تنها یک کمد را کمک کرد که بعد ازآن هم یک روز کامل خوابید تا تلافی آن را دربیاورد ولی کمکی نمی کند حتی وقتی پدرم می گوید برو نان بخر می گوید وقت ندارم و هیچ کاری انجام نمی دهد حتی کارهای خانه را .

اگر چیزی از مادرت بخواهی برایت تهیه می کند ؟ بله هرچه بخواهم برایم می خرد .

پدرت چی ؟ پدرم هم همینطور مثلا برایم عروسک می خرد با اینکه بزرگ شدم ولی برادرم حسودی می کند با اینکه خودش حقوق دارد و من حقوقی ندارم .

مادرت درخرجی خانه هم کمکی می کند ؟ نه ولی قبلا که من بچه بودم خیاطی می کرد ولی الان یکی از چشم هایش کم می بیند و چون عمل کرده دیگر نمی تواند خیاطی کند .

دوست داری که مادرت درمورد تو صحبت کنم ؟ نه چون همه چیز را به بابام میگه و بابام هم من را مسخره می کند دوست ندارم که حتی مادرم بفهمد که مشاور دارم .

رابطه ات با برادرت دربچگی چگونه بود ؟ خیلی خوب بود اون موقع دوستش داشتم با هم خوب بودیم ولی الان نه .

اگر بخواهی وضعیت زندگیتان را به صورتی که دوست داری تجسم کنی چگونه توصیفی می کنی ؟ مادرم به من توجه کند با برادرم هم خوب باشم و وضع زندگیمان هم بهتر شود .

درمورد دوستانت چی دوست نداری با آنها  رفت وآمد داشته باشی ؟ نه چون آنها وضع زندگیشان از ما خیلی بهتر است نمی خواهم به خانه ما بیایند و خانه مارا ببینند .

 

 

صحبت کردن با مادرفرزند:

شما متوجه شدید که ثمین مشاوردارد ؟ بله یک جورایی فهمیده بودم.

آیا ازاین موضوع راضی هستید ؟ بله کاملا

آیا ازمشکل فرزندتان اطلاع دارید ؟ فکر می کنم که درزمینه درسی مشکل داشته باشد چون این ترم چهار درسش را افتاده .

بله ولی این یکی ازمشکلاتی است که ثمین دارد دراول از شما می خواهم که ثمین ازاین ملاقات ما با خبر نشود چون کاملا با این موضوع مخالف بود تا اینکه رضایت او را بعدا جلب کنم .

ثمین یکی از مشکلاتش بی توجهی به اوست که از این موضوع رنج می برد آیا واقعا درخانه به او بی توجهی می شود ؟ نه من خیلی به او محبت می کنم .

آیا او را تا به حال درآغوش گرفته اید یا اینکه او را ببوسید ؟ بله همیشه .

ثمین بیشتر ازاین موضوع ناراضی بود که درزمینه درسی اش به او توجه نمی شود ؟ من تا انجایی که بتوانم بهش کمک می کنم دردرس ریاضی اش ضعیف است که من یکی از اشناهایمان که دانشجو است برایش به عنوان معلم گرفتم تا به او ریاضی درس بدهد زیرا هزینه تدریس بالاست و من ازعهده اش برنمی آیم .

شوهرتان چی ؟ نمیدانم به شما گفته اند یا خیر ولی بابای ثمین شوهر دوم من است و سامان پسر اوست به همین دلیل من ازعهده او بر نمی ایم و خیلی قلدر است و پدرش هم نمی تواند چیزی بهش بگوید و ثمین هم حاصل این ازدواج است ولی خودش چیزی نمی داند .

فکر نمی کنید که چیزی ازاین ماجرا می داند تا اینکه حس می کند ؟ نه و اگر هم بداند شاید حدس زده باشد چون یک با ردرباره تفاوت فامیل خودش و سامان ازمن سوال کرد و من گفتم که عوض کردیم .

فکر نمی کنید که بهتر است به او بگویید ؟ نه نمی خواهم که بفهمد چون دوست دارم که احساس کند که سامان برادر واقعی اش است دوست ندارم وضع بدترازاین شود .

رابطه ثمین با شوهرتان چگونه است ؟ خوب است ولی چند بار به خاطر درسش و مسایل مختلف با کمربند کتک خورد ه .

ایا با شوهرتان درباره ثمین صحبت نکردید که تنبیهش نکند ؟ چرا ولی به حرف من گوش نمی دهد حتی ثمین دوست دارد لباسهای خوب بپوشد ولی پدرش نمی گذارد لباس تنگ بپوشد می گوید چون درسن بلوغ است خوب نیست که جلوی سامان ازاین لباسها بپوشد درحالی که زیاد تنگ نیست و همه دخترها دراین سنین می خواهند که خوب لباس بپوشند و وسایل خوبی داشته باشند و همچنین ثمین خواسته که برایش میز تحریر بخریم و حالا شوهرم بهش قول داده که بخرد اگر پول دستش بیاید .

ایا می دانید که ثمین درمدرسه دوستی ندارد ؟ من خیلی با مسئولین و معلمان صحبت کرده ام و دوست دارم که ثمین دوست داشته باشد ولی خودش می گوید که بچه ها اذیتش می کنند و دوست ندارد با کسی دوست باشد .

درمورد مسائل درسی با معلمانش صحبت کرده اید ؟ بله حتی دررابطه با جایش که میدانید مشکل بینایی دارد تا حالا ۵-۶ با رمراجعه کرده ام ولی تا حالا جایش را عوض نکرده اند .

می دانید که مشکل درسی اش چیست ؟ من فکر می کنم که ثمین زیاد تنش دارد همش می خواهد که برایش معلم بگیریم یا اینکه برایش چیزهای مختلف بخریم همش ازوضع خانه شکایت می کند نمیدانم باید چه کارکنم .

علت اینکه ثمین شما را نسبت به خودش بی توجه می داند چه می تواند باشد ؟ من برای ثمین خیلی زحمت می کشم ثمین تنهایی دستشویی وحمام نمی رود ومن باید ببرمش وقتی میره دستشویی باید من پشت دربایستم ومن باید حمامش کنم چون چند با رکه پدرش فیلم ترسناک اورده بود خیلی ترسید و چند سال پیش که ما درشهریار زندگی می کردیم درمدرسه ای که درس می خواند یکی ازمعلمانش ازجن و روح برایشان صحبت کرده بود که گفته بود جن وجود دارد اگر می خواهید ازشما دورباشد باید فلان کاررا بکنید ودرمورد جادو و مسایل خرافاتی برای بچه ها صحبت کرده بود که ثمین خیلی دراین مورد ازمن سوال می کرد که من به مدرسه رفتم و نسبت به این مساله شکایت کردم که چرا به بچه من گفته اند جن وجود دارد و مسئول مدرسه به من اینگونه جواب داد که خوب جن وجود دارد و شما خیلی بچه هاتونو بد باراوردید و ازاین مسایل و فکرمی کنم ازان موقع ترس دروجودش مانده .

تا به حال تلاش نکرده اید که کاری کنید تا مستقل شود و تنها به دستشویی وحمام برود ؟ چرا ولی نتیجه ای نداشته مثلا شب هنگام خواب به ثمین گفتم که دوست دارم صبح خودت بیدارشوی  وکارهایت رابکنی بدون اینکه مرا بیدارکنی ولی فردا صبح با زهم مثل روزهای گذشته بود .

تا حالا دررابطه با ثمین با پدرش صحبت کرده اید ؟ بله دررابطه با مسایل درسی و ..

ثمین می گفت که شما مسایلش را با پدرش مطرح می کنید وپدرش فقط اورا تحقیر می کند ؟ من به اومی گویم که چیزی به ثمین نگوید وحتی درخلوت با او صحبت می کنم ولی اون گوش نمی کند .

درمورد پسرتان ثمین دید خوبی نداشت واصلا دوستش نداره و میگه که پدرم به او چیزی نمیگه وپول توجیبی اش ازمن بیشتره دراین مورد چه عقیده ای دارید ؟

من نمیتوانم چیزی بگویم البته چند با رگفته ام وهمیشه پسرم دعوا راه می اندازد و همیشه با من بد صحبت می کند و حتی فحش می دهد وبعد بعدش میاد عذرخواهی می کنه ولی دوباره همان عمل تکرار میشه ولی من نمیتوانم چیزی به پدرش بگویم چون اون هم ازعهده اش برنمی اید و درمورد پول توجیبی چون پسرش است به همین دلیل بیشتر به او توجه می کند و من نمیتوانم چیزی بگویم من فقط ثمین را دارم و همه کاری براش می کنم اینو به خودش هم گفتم که خیلی دوستش دارم ولی نمیدانم که چرا بازمی گوید به من توجه نمی کنند .

 

البته این که ثمین ادعا می کند که توجهی به او نمی شود کاملا طبیعی است چون بچه ها دراین سن بیشتر به توجه نیازدارند و باید بیشتر به انها توجه شود و حتما هم نباید ظاهری باشد که انها را درآغوش بگیریم یا ببوسیم و… اگر شما حتی یک سیب برای او پوست بکنید ودرهنگام درس خواند ن برایش ببرید و بگویید عزیزم وضعیت درسیت چگونه پیش می رود مشکلی داری یا نه همین که کاراورا دنبال کنید و مسایل درسی را از او بپرسید بیشتر درسهای او حفظ کردنی هستند غیرازریاضی شما می توانید بخش بندی کنید و به صورت صفحه ای یا پاراگرافی بخشی را مشخص کنید وازاو بپرسید و اورا تشویق به خواندن کنید و همچنین برای موفقیت او درامتحان شرطی را برایش بگذارید حتما نباید خریدن وسیله ای باشد مثلا بگویید میبرمت پارک وکارهایی که دوست داره براش انجام بدهید نگزارید که تنها باشه حتی یک دوست که با شرایط خانواده شما وفق دارد برایش انتخاب کنید وکاری کنید که با اودوست شود و برنامه های مختلف برایش درنظر بگیرید تا انجایی که می توانید و هرچه قدر که ازعهده شما برمی اید برایش خرج کنید و اگرپدرش اینگونه مسایل را درک نمی کند شما سعی کنید که بصورتی برایش جبران کنید و سعی کنید با دخترتان دوست باشید و برای هم جوک تعریف کنید به دردو دل هایش گوش کنید و وقتی را برای تفریح او درنظر بگیرید تا انجا که می توانید چون درغیر اینصورت بدون داشتن تفریح و دوست و همچنین بدون داشتن روابط خوب درخانواده و داشتن تنش های فراوان امکان دارد که درآینده با مسائل و مشکلات بیشتری روبه رو شود و همچنین سعی کنید که از وابستگی او نسبت به خود بکاهید و تا انجا که درتوان دارید . البته می دانم که تنش شما از همه بیشتر است و با مشکلات فراوانی روبه رو هستید ولی شما به گفته خودتان فقط ثمین را دارید و باید برای اینده اش تلاش کنید . ثمین می گفت که پدرش مخالف کارکردن شماست ایا همینطور است نه اگر کاری پیدا شود که مناسب باشد مخالفتی ندارد پس من سعی می کنم تا اگر کاری مناسب شما پیدا شد به شما پیشنها د کنم که بتوانید تا حدی از لحاظ مخارج زندگی خودتان را تامین کنید ووابسته به شوهرتان نباشید و درصورت امکان برای حل اختلاف بین خود و پسرتان به یک روانشناس مراجعه کنید .

 

نتیجه گیری :

 

من تا این قسمت پیش رفتم ولی همچنان من با ثمین صیادی صحبت می کنم تا انجایی که بتوانم او را از مشکلاتش دورکنم و بتوانم یک دیدگاه خوبی از زندگی برایش ایجاد کنم و تا حدی از مشکلاتش بکاهم و فکر می کنم که او من را به عنوان یک دوست پذیرفته و حتی مسائل خصوصی زندگییش را برای من عنوان کرده درصورتی که این مسائل را با مادرش هم درمیان نگذاشته بود که براساس گفته های خودش است . و من تلاش خود را می کنم تا با راهنمایی استادان مربوطه تاحدی با امید به خداوند به موفقیت دست پیدا کنم . وتا به اینجا من درزمینه های زیر فعالیت کرده ام :

 

۱-   دورکردن استرس و نگرانی ازنوجوان .

۲-   اموزش مهارت درخواندن درس و نحوه یادگیری مطلوب .

۳-   ایجاد دیدی روشن اززندگی .

۴-   تعریف مفاهیمی درمورد بی توجهی وتغییر دیدگاه او نسبت به بی توجهی والدین .

۵-   تلاش برای بدست آوردن استقلال و تکیه به خود درمسایل شخصی .

 

 

پویایی خانواده :

تعداد فرزند : ۲ عدد :  فرزند اول سامان برادربزرگتر ۲۲ ساله و ثمین صیادی ۱۲ ساله .

میزان سلطه : فرزند اول سلطه بیشتری دارد .

میزان وابستگی : فرزند اول دارای استقلال بیشتری است ولی فرزند دوم کاملا وابسته .

تعامل : فرزند دوم تعاملش ضعیف است .

و همچنین نمره ای که پدر به مادر می دهد ۷ است ولی نمره ای که مادر به پدر می دهد ۵ است .

 

  • پسورد: www.mspsoft.com
مسعود شریفی پور

از سال 88 که با برنامه نویسی آشنا شدم خیلی علاقه مند بودم یک بستر آموزشی بسازم در فضای وب و به انتشار آموزش های در این زمینه بپردازم.حالا یک تیم داریم و با قدرت رو به جلو حرکت میکنیم.

نوشته‌های مرتبط

دیدگاه‌ها

*
*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کدیشن ! مارکت پروژه های برنامه نویسی راه اندازی شدیه توکه پا بریم ببینم